الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

179

الغدير ( فارسي )

حالى كه همه ميگفتند : « سمعنا و اطعنا على امر اللَّه و رسوله بقلوبنا » يعنى : شنيديم و بر امر خدا و رسولش از صميم قلب فرمانبرداريم ، و اول كسانى كه دست خود را بعنوان اطاعت و بيعت بپيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام رسانيدند ، ابى بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير بودند با باقى مهاجرين و انصار ، و ساير مردم تا هنگاميكه نماز ظهر و عصر در يك وقت خوانده شد و اين جريان امتداد يافت تا نماز مغرب و عشاء نيز در يك وقت خوانده شد و تا سه روز امر دست دادن و بيعت پيوسته ادامه داشت . و اين روايت را احمد بن محمّد طبرى مشهور به ( خليلى ) در كتاب « مناقب على ابن ابى طالب عليه السّلام » كه در سال 411 در قاهره تأليف نموده از طريق استادش محمّد بن ابى بكر بن عبد الرحمن آورده و در روايت او چنين مذكور است : در نتيجهء ( امر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) مردم ببيعت با او شتافتند و گفتند : شنيديم امر خدا و رسولش را بدل و به زبان و بجميع جوارح و اعضاء خود فرمانبرداريم سپس خود را با دستهاى گشاده براى مصافحه و بيعت بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام افكندند و اول كسى كه دست بيعت به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله ( 1 ) داد ابو بكر و عمر و طلحه و زبير بود و سپس باقى مهاجرين و سائر مردم بر حسب طبقات و مراتبشان ، تا اينكه نماز ظهر و عصر در يكوقت بجا آورده شد و همچنين نماز مغرب و عشاء در يك زمان انجام گرفت و تا سه روز پيوسته امر دست دادن خلق و بيعت آنها ادامه داشت . و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پس از بيعت هر دسته و گروهى ميفرمود : الحمد لله الذى فضلنا على جميع العالمين و در نتيجه دست دادن و مصافحه سنّت جاريه و رسم متداولى گشت تا آنجا كه آن را كسانى به كار بردند كه ذى حق نبودند . و در كتاب « النشر و الطىّ » اين داستان چنين ذكر شده : سپس مردم بسوى آن جناب شتافتند در حالتى كه ميگفتند بلى . بلى . شنيديم و امر خدا و رسولش را با

--> ( 1 ) در اين روايت سقط هست كه با مراجعه بروايت اول طبرى بدان واقف خواهيد شد .